المباحث الاصولية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٨ - باب مطلق و مقيّد و الفاظ مطلق
باب (مطلق و مقيّد)
بحث اوّل [تعريف مطلق]
تعريف مطلق: مطلق عبارتست از آنكه دلالت كند بر معنائى كه در جنس خود شيوع داشته باشد مانند: رجل در مثال: اكرم رجلا.
تعريف مقيّد: مقيّد آنستكه، برخلاف مطلق شيوع در جنس خود نداشته باشد، مانند: رجل عادل در مثال: اكرم رجلا عادلا.
بحث دوّم الفاظ مطلق
براى مطلق الفاظى وضع شده نظير اسم جنس همچون: رجل.
و علم جنس مانند: اسامه.
و نيز مثل نكره در سياق اثبات مانند: جاء احد.
تنبيه
اخذ باطلاق متوقّف است به سه مقدّمه:
١- متكلّم در مقام بيان تمام مرادش باشد نه اهمال و اجمال.
٢- قرينه بر تعيين فرد وجود نداشته باشد.
٣- قدر متيقّن در مقام تخاطب موجود نباشد.
بعد از تحقّق اين سه مقدّمه اگر كلامى مطلق وارد شد، ميتوان باطلاقش اخذ نمود و اين اطلاق را در مقابل اطلاقى قرار ميدهند كه توسعه و شمولش مستند به وضع باشد و اصطلاحا از آن به عموم تعبير مىكنند.